|
دیروز را به باد فردا می سپرم و امروز تو را میبینم که آهسته آهسته ظاهر می شوی بر صفحه های متنافر تو در تو با هزار چهره . با هزار رنگ امروز در پیچ همین کوچه طنین زوزه وار صدایی پیچید و چرخان در خود فرو مرد. چیزی شبیه ناله گرگی شاید چند قدم آن طرف تر شاید چند کوچه آن طرف تر ...... چیزی شبیه صدای پاره شدن باد که به سرعت از میان شاخه های خشک پائیزی گذشت و در خود فرو مرد...................و در خود فرو مرد دیگه نمیای ولی من تو هر روزم دنبال تو میگردم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 0:17 توسط نیکو |
|
| |||||