|
از این پرده های سکوت از این لحظه های خودم
از این خونه خسته شدم برگرد .....برگرد از این فکر هر شب تو از این حس سرد خودم از این آیئنه خسته شدم برگرد .......برگرد چقد پشت پنجره ها به هوای دیدن تو بشینم تمام شبا بیدار چقدر با خودم به دروغ بگم برمیگردی یه روز بگم میرسم به شب دیدار تو این خونه از تب تو دارم میرسم به جنون هواتو به من برسون برگٍٍُُُرد ............برگرد واژه تلخ جدائی نمیتونه وسعت حس منو برای شما نقاشی کنه من خسته ام من از این هجرت من از این نبودن خسته ام برام دعا کنید فقط دعا.........................................................................................نیکو + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 19:56 توسط نیکو |
|
| |||||