|
تقویم شادی ها:
امروز روزه هدیه خداوند به من بود.هر چند اول بار از زبان تو شنیدم این توصیف زیبا را باز هم بماند....... سال نو وحضور تو در کنار من چه تلاقی قشنگی بود.....شاد بودم و شاد میشدی از بودنم ...بماند ترس تمام شدن زمان دلبستگی ها و رفتنت از سرزمین من در همه لحظه های شادم حس میشد اشتباه نکرده بودم.......بماند چقد پشت سکوت شب و ترس از پیچیدن صدا تو خونه باهات حرف زدم چقدر پشت شلوغی میز کارم باهات خلوت کردم امروز روز اشتباهه تو تقویم دلتنگی ها دلتنگی ها .... داروندار عروسک را در انتهای سفر مرور میکنم این خاک تیره دیگر پاپوش پای خسته ام نیست این سقف کوتاه آسمان سر پوش چشم خسته ام نیست پشت آسیابی نشسته ام که با هر چرخشش خوشبختی مرا زیر سنگهایش بهم میکوبد دلواپسی هایی که دست خوش یک اتفاق ! حادثه دوست داشتن تو شده اند . هر روز هر شب مرور میشوند تو دگر از عروسک هیچ نداری اما من.... هوائی سرشار از بوی دلتنگی غم و اندکی غبطه در افق.....نقطه های سیاه کوچکی که میرقصند پندارم رویا بود همه .......رویا بود؟ مرگ عروسک نزدیک است .....بلند بایست تا ببینی + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 21:38 توسط نیکو |
|
| |||||