|
سلام
نمیخوام براتون شعر بگم میبینی حسین دیگه شعر نمیگم میخوام از تو بگم پیشه همه میخوام از حقیقت عروسک شکسته براتون بگم از طناب داری که برام بافته شد آره آدمی که منو میبوسید طناب دارمو بافت آدمی که می ایسته برای خدای خودش نماز میخونه حتما همین حالا روزه میگیره پیش همون خدا جلو چشماش به من دروغ گفت من همه دنیاش بودم تو بگو تو که داری میخونی نوشته هامو بگو همه کس یعنی چی؟ چراغ خونه یعنی کی ؟ بگو پیشت میمونم به کجا میگن؟ من بین دیروز پس فردا موندم من تو تولدم و کادوئی که هیچ وقت نگرفتم موندم من نمیدونم از کجا باید میفهمیدم این چشما قراره نامهربون بشه من از کجا باید میدونستم دروغگوها خوشبختن شما بگید خدا کجاست؟ داره نگامون میکنه؟ من کجام .......................................................................... + نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 19:5 توسط نیکو |
|
| |||||